رویداد دومینو - جلسه 1

کمینه محصول پذیرفتنی mvp – دومینو ۹

هشتمین جلسه دومینو با حضور جناب آقای دکتر حمیدیا و با موضوع کمینه محصول پذیرفتنی یا همان MVP برگزار شد.

کمینه محصول پذیرفتنی (MVP: minimum valuable products)

اگر کسب و کار را به مراحل زیر تقسیم کنیم:

  1. ایده اولیه
  2. تهیه بوم کسب و کار
  3. MVP را تهیه کنید
  4. ارائه برای جذب سرمایه
  5. تولید و عرضه

سومین مرحله MVP است.
MVP باید حداقل ویژگی های لازم و کافی را برای ارائه داشته باشد.
البته این باور کاملا اشتباه است که برخی آن را یک نمونه ناقص از محصول نهایی می‌دانند؛ چرا که یک محصول ناقص قابل ارائه نیست ولی mvp یک محصول قابل ارائه است که قرار است ویژگی هایی را به آن بیفزاییم.

تفاوت MVP با prototype و با demo

Prototype:
نمونه ای است که امکان پذیری فنی محصول را به اثبات می‌رساند و بر خلاف MVP به بازار کاری ندارند.

Demo:
برای آشنایی مشتری با کارکردهای محصول کار تمام شده است؛ در حالیکه ام‌وی‌پی نسخه کامل‌شده نیست و ما می‌خواهیم اصل ایده را بسنجیم.

فواید MVP

  1. بازخورد گرفتن از مشتری
  2. بالا رفتن سرعت یادگیری
  3. جذب سرمایه گذار
  4. صرفه جویی زمانی
  5. و…

یک سوال مهم اگر MVP جواب داد، قطعا در سطح کلان و بیزنس جواب می‌دهد؟
پاسخ: خیر، هیچ تضمینی نیست.

مراحل ساخت MVP

۱. هدف‌گذاری
در اولین قدم هدف و مخاطبان خود را تعریف کنید. سعی کنید به این سؤال‌ها پاسخ دهید:
من به دنبال چه هستم؟
مخاطبان من چه کسانی اند؟
این محصول برای چه کسی مهم است؟

۲. شناخت رقبا
در گام بعدی رقبای خود را بشناسید.
بدانید دیگران دارند چه کار می‌کنند. باید در اقیانوس قرمز نقطه تمایزی را برای خود نسبت به دیگران مشخص کنید.

۳. مسیر حرکت مشتری ها را تعیین کنید.

۴.لیستی از امکانات ضروری تهیه کنید
از همین ابتدا باید بدانید و معلوم کنید که آخرش چه کار می‌کنید.

۵. در نهایت بعد گذراندن مراحل بالا وارد این چرخه شوید: بسازید، امتحان کنید، یاد بگیرید.

استراتژی های MVP :

۱.جادوگر شهر اوز (Wizard Of OZ)

مهم‌ترین ویژگی این استراتژی:
مخفی بودن واقعیت کسب و کار برای مشتریان.

در این استراتژی هیچ محصولی را انبار نمی‌کنید و از قبل آن‌را  تولید نمی‌کنید.
ابتدا تصویری از محصول را به مشتری می‌دهیم (در بستر وب یا شبکه های اجتماعی و …) و فرآیند موجود کردن کالا را تنها زمانی انجام می‌دهیم که مشتری درخواست را در سایت ثبت کند.
بارزترین مثال برای این استراتژی “فروشگاه آنلاین کفش زپوس(Zappos) است.

۲. استراتژی کارپرداز (Concierge)

به طور خلاصه یعنی: دستی انجام دادن کلیه امور؛ بدون بهره بردن از تکنولوژی خاص.
Concierge در زبان انگلیسی، همان شخصی است که در هتل چمدان و وسایل مسافران را تا اتاق همراه می‌برد.

تفاوت استراتژِی Concierge و Wizard Of OZ
تنها تفاوت‌شان در این است که در استراتژی Concierge مشتری تمام مراحل کار را می‌بیند ولی در استراتژی  Wizard of OZ مشتری متوجه نمی‌شود که کسب و کار ما تشکیلات آنچنانی ندارد.
مثال از این استراتژِی وب سایت Food on the table است. صاحبان این کسب و کار به فروشگاه ها مراجعه می‌کردند و از طریق جمع آوری داده ها (که چه نوع کالاهایی بیشترین فروش هفتگی را داشت)، به‌صورت هفتگی دستور پخت را در سایت قرار می‌دادند و بازخورد می‌گرفتند.

۳. استراتژی تکه تکه کردن کارها(Peacemeal)

استفاده از ابزارهای موجود و متصل کردن آن‌ها.
کسب و کار ها می‌توانند به جای اینکه هزینه و زمان زیادی را صرف ایجاد پلتفرم خاصی کنند از ابزارهای موجود استفاده نمایند.
در این‌صورت هم در زمان و هم در هزینه صرفه جویی می‌کنیم.
علاوه براین اطمینانی برای کسب و کار به‌وجود می‌آید که در صورت شکست خوردن، دچار خسارت زیادی نمی‌شوند.
مثال:
فرض کنیم کسب و کار فروش آنلاین کتب دست دوم را ایجاد کرده‌ایم. می‌توانیم یک سایت زیبا با وردپرس ایجاد کرده و آن را بالا بیاوریم.
همینطور با استفاده از پلتفرم های آماده همچون زرین پال و باهمتا برای سایت‌مان درگاه پرداخت هم ایجاد کنیم. یا با استفاده از سرویس Freshmail برای مخاطبان‌مان ایمیل ارسال کنیم. همچنین با استفاده شبکه های اجتماعی همچون تلگرام، اینستاگرام و لینکدین تبلیغات را با هزینه کمتری پیش ببریم!

۴. ایجاد یک صفحه ورود landingpage

صفحه فرود در واقع اولین صفحه ای است که مخاطب با آن مواجه می‌شود.
اگر در این صفحه محتوای جذاب گذاشته‌شود به‌طوری‌که مشتری را ترغیب کنیم اطلاعات خودرا (ایمیل – شماره تماس و …) را وارد کند یا اینکه عضو خبرنامه ما بشود، در حقیقت به مشتری بالقوه تبدیل‌شده و احتمال اینکه در آینده از وب سایت ما خرید کند بسیار زیاد است.

این که مخاطب آنلاین ما در خبرنامه عضو شود و اطلاعات خودش را در اختیار ما قرار دهد، اصطلاحا یک «تقاضا برای اقدام» یا «Call To Action»  یا اختصارا CTA رخ داده است.

یا استراتژی های دیگر مثلا بازاریابی محتوا و یا تولید یک کلیپ مثل drop box که با یک کلیپ ۳ دقیقه‌ای توانست مشتریانش را از ۵ به ٧۵هزار نفر برساند.

جلسات دومینو را در صفحه دومینو پیگیری کنید!
می‌توانید نظرتان را برای همیشه اینجا یادگار بگذارید.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *