نوآوری اجتماعی و رویکردهای آن

«در دهه­‌ی هشتاد و نود میلادی، برنامه نوآوری منحصراً بر بنگاه­های اقتصادی متمرکز بود. در آن زمان مسائل اقتصادی و اجتماعی را جدا از هم می­دیدند؛ اقتصاد تولید ثروت می­کرد و جامعه هزینه می­پرداخت. اما در اقتصاد قرن بیست و یکم دیگر این نگاه کارآیی ندارد. بخش­هایی مانند بهداشت، خدمات اجتماعی و آموزش، تمایل به رشد و توسعه دارند؛ می­خواهند در درصد تولید ناخالص داخلی و همچنین ایجاد اشتغال سهیم باشند. در دراز مدت، نوآوری در خدمات اجتماع یا آموزش به همان اندازه مهم خواهد بود که نوآوری در صنعت داروسازی یا هوافضا.»
Diogo Vasconcelos (1968-2011)
مدیر ارشد و همکار برجسته رئیس گروه راه حل­های کسب و کار اینترنتی سیسکو از SIX – Social Innovation eXchange

درآمد

در سطح سیاست‌ها و اجرا، درباره­‌ی نوآوری اجتماعی ​​بسیار بحث می‌­شود. از این رو، نوآوری اجتماعی، موضوع تازه‌­ای نیست؛ مردم همیشه سعی کرده‌­اند راه حل­‌های جدیدی برای رفع نیازهای اجتماعی پیدا کنند. اما در چند سال اخیر برخی عوامل توسعه، اهمیت این مفهوم را تشدید کرده­ است. بحران­‌های فعلی جهانی و پیامدهای شدید شغلی و اجتماعی مانند پیر شدن جمعیت، رقابت شدید جهانی و تغییرات آب و هوایی به چالش­‌های اجتماعی تبدیل شده‌اند. پایداری و کفایت سیستم­‌های سلامت و امنیت اجتماعی و همچنین سیاست‌­های اجتماعی به طور کلی در معرض خطر است.

این بدان معناست که ما باید نگاهی تازه به سیاست­‌های اجتماعی داشته باشیم. برای اطمینان از رشد پایدار اجتماعی و ارتقای وضعیت زیست محیطی، اشتغال و کیفیت زندگی باید راه حل‌های جدیدی در زمینه­‌های بهداشت، اشتغال، آموزش، پشتیبانی تجاری، سیاست‌­های صنعتی، توسعه شهری و… داشته باشیم.

رسانه­‍‌های اجتماعی تغییرات سریعی در نحوه ارتباط افراد با یکدیگر و همچنین ارتباط آنها با بخش عمومی ایجاد کرده‌­اند. شهروندان و گروه­‌ها می­‌توانند سریع‌تر و مستقیم‌تر، به روشی مشارکتی، اقدام کنند. این نیز بخشی از توضیح چرایی سرعت گرفتن نوآوری اجتماعی است.

امروزه، درباره­‌ی تعریف اصطلاح «نوآوری اجتماعی» اتفاق نظر قطعی وجود ندارد. طیف وسیعی از تعاریف و تعابیر وجود دارد که در آن‌ها تفاوت­‌های ظریف زبانی و رویکردهای مختلف اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و اداری نقش دارد.

ما نوآوری­‌های اجتماعی را نوآوری­‌هایی تعریف می­‌کنیم، که هم از نظر هدف و هم از نظر وسیله، ماهیتی اجتماعی داشته باشند و در برابر تغییرات سرزمینی، فرهنگی و … منعطف باشند. بنابراین، امر اجتماعی هم در چگونگی و روند کار و هم در چرایی اهدافی که می‌­خواهید به آن برسید به ظهور می­رسد.

نوآوری اجتماعی چیست؟

نوآوری اجتماعی را می‌­توان توسعه و اجرای ایده‌­های جدید و خلاقانه (محصولات، خدمات و مدل­‌ها) برای تأمین نیازهای اجتماعی و ایجاد روابط اجتماعی یا همکاری‌­های جدید تعریف کرد. این، یعنی پاسخ‌­های جدید به خواسته‌­های فوری اجتماعی که بر روند تعاملات اجتماعی تأثیر می­‌گذارد.

هدف

هدف نوآوری اجتماعی بهبود رفاه انسان است. نوآوری­‌های اجتماعی، نوآوری‌­هایی هستند که هم از نظر اهداف و هم از نظر ابزار اجتماعی­‌اند، نه تنها برای جامعه مفید هستند بلکه توانایی کنش و مشارکت را در افراد افزایش می­‌دهند.

نوآوری اجتماعی کل فرآیندی را توصیف می­کند که از طریق آن پاسخ­‌های جدید به نیازهای اجتماعی داده می­‌شود تا نتایج اجتماعی بهتری ارائه گردد. این فرایند از چهار عنصر اصلی تشکیل شده است:

– شناسایی نیازهای اجتماعی جدید/ برآورده­‌ نشده/ ناکافی؛
– توسعه راه حل‌­های جدید در پاسخ به این نیازهای اجتماعی؛
– ارزیابی اثربخشی راه حل­‌های جدید در تأمین نیازهای اجتماعی؛
– چابک­‌سازی نوآوری­‌های مؤثر اجتماعی.

درباره چیستی نوآوری اجتماعی می‌توانید در اینجا بیشتر بخوانید.

رویکردها

دفتر مشاوران سیاست­‌های اروپا BEPA که تعریف فوق را در گزارشی ارائه داده است سه رویکرد اصلی زیر را برای نوآوری اجتماعی بیان می­کند:

نوآوری­‌های تقاضای اجتماعی

به آن دسته از خواسته‌­های اجتماعی پاسخ می­دهد که به طور سنتی توسط بازار یا نهادهای موجود حل نشده‌­اند و به سمت گروه‌­های آسیب‌­پذیر در جامعه هدایت می‌­شود. آن‌ها رویكردهای جدیدی برای مقابله با مشكلات جوانان، مهاجران، سالمندان، افراد کم‌­برخوردار و … ایجاد كرده‌اند.

چشم‌­انداز چالش اجتماعی

بر نوآوری برای جامعه از طریق ادغام اجتماعی، اقتصادی و زیست­ محیطی به عنوان یک کل تمرکز می­‌کند. بسیاری از رویکردهای یکپارچه که در برنامه­‌های URBAN2 ERDF و همچنین برنامه URBACT3 دیده می­‌شود، در این رویکرد چالش اجتماعی قرار دارند.

تمرکز تغییر سیستمیک که بین این سه مورد بلند پروازانه‌­ترین است و تا حدی دو مورد دیگر را در بر می­‌گیرد. این رویکرد از طریق فرایند توسعه‌­ی سازمانی و تغییرات در روابط بین نهادها و سهامداران حاصل می­‌شود. بسیاری از رویکردهای اتحادیه اروپا که شامل «ذی­نفعان» است در تلاشند تا در این مسیر حرکت کنند مانند برنامه EQUAL (با ایده تغییر تعادل قدرت بین کاربران و ارائه دهندگان) و LEADER5.

هر نوآوری، نوآوری اجتماعی نیست!

همان­طور که همه شرکت‌­ها بنگاه اجتماعی نیستند، هر نوآوری­ هم نوآوری اجتماعی نیست.

در مقایسه با نوآوری­‌های رایج، نوآوری­‌های اجتماعی با انگیزه­ای دیگر پیش می‌­روند؛ مأموریت اجتماعی و ارزشی که ایجاد می‌­کنند لزوماً یک ارزش اقتصادی مشترک و اجتماعی است.
بسیاری از نوآوری­‌های اجتماعی به نوآوری در خدمات مربوط می­شوند. نوآوری در خدمات و محصولات خدماتی، روش­های جدید یا بهبود یافته در طراحی و تولید خدمات، نوآوری در شرکتهای خدماتی، سازمانها و نوآوری­های سازمانی و مدیریت فرایندهای نوآوری در سازمانهای خدماتی، همه، نوآوری اجتماعی در خدمات است.
از مفهوم طراحی اجتماعی برای توصیف رویکردهای خاص نوآوری اجتماعی استفاده می­شود. طراحی اجتماعی به معنای توانمندسازی مردم در سطح محلّی برای ابداع راه حل­های مشترک برای مشکلات اقتصادی و اجتماعی است. طراحی اجتماعی به ارائه­ی ارزش­‌های جدید برای هدایت اقدامات بخش عمومی از طریق همکاری مشترک، آزمایش‌­ها و شبیه‌­سازی کمک می­‌کند.

این تکنیک‌­ها به میزان قابل توجهی متفاوت وتازه‌­اند، به ندرت به نمونه­‌های سنتی‌­تر برنامه‌­ریزی خدمات در بخش دولتی شباهت دارند که در آن یا جلسات رسمی، وجه غالب است یا متخصصان با تجزیه و تحلیل خطی به راه حل می­‌رسند.

 شیوه­‌های نوآوری اجتماعی معمولاً راحت‌تر است، افراد بیشتری را درگیر می‌­کند، غالباً میان‌ ­رشته­‌ی است، روش­‌های جدیدی را برای مشارکت کاربران و شهروندان پیدا می­‌کند و تفکر خارج از چارچوب را تشویق می­کند.

تعداد فزاینده­ای از نمونه‌­های تولید مشترک که در آن کاربران مستقیماً در طراحی و تحویل نقش دارند، وجود دارد. در زمینه سیاست انسجام، این رویکردها تقریباً همیشه شامل گسترش دامنه ذی‌نفعان و تعمیق تعامل آن‌ها در برنامه ریزی مشورتی است.

به طور کلی، رویکردهای نوآوری اجتماعی عبارتند از:

  • در خصوص اشتراک دانش و مالکیت دانش، به جای بسته بودن، باز باشد.
  • رویکرد چند رشته­‌ای و یکپارچه‌­تر برای حل مسأله نسبت به واحد یا راه حل­‌های حرفه‌­ای گذشته.
  • مشارکت و توانمندسازی شهروندان و کاربران به جای رویکرد از بالا به پایین و متخصص­ محور.
  • تقاضا محوری به جای عرضه­ محوری.
  • متناسب با تولید انبوه، زیرا بیشتر راه حل­‌ها باید با شرایط محلی سازگار شده و برای افراد شخصی­‌سازی شوند.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *